Monday, May 23, 2011

چگونه می توان به جامعه ای بی تبعيض رسيد؟

در اينکه جامعهء ما دچار تبعيضات گسترده و فراوان است شکی نيست: تبعيض بين زن و مرد، تبعيض بين اقوام، تبعيض بين اقليت ها، بين مسلمان و کافر، بين مسلمان و صاحبان ديگر اديان، بين مسلمان شيعه و مسلمان سنی، بين شيعهء 12 امامی و شيعه های 5 و 7 امامی، بين شيعهء 12 امامی معتقد به ولايت فقيه و شيعهء 12 امامی بی اعتقاد به آن، بين درويش شيعه و غير درويش شيعه، بين... در واقع هيچ کجای اين جامعه نيست که زخمی از تبعيض را بر تن نداشته باشد. و تبعيض سرچشمهء خشم و درد و اعتراض است و، در نتيجه، حکومت تبعيض آفرين هر روز خشن تر و سرکوبگر تر می شود. آيا بايد تبعيض پديده ای فرهنگی دانست يا سياسی؟ آيا می توان اميد داشت که با کار فرهنگی بتوان تبعيض را برانداخت؟ براستی راه های از ميان برداشتن اين تبعيضات چيست؟ آيا سرنگونی حکومت فعلی می تواند به تنهائی رفع همهء اين تبعيضات را تضمين کند؟

14 comments:

  1. Mehdi HazeghazamMay 26, 2011 at 9:46 PM

    مشارکت همگان بر مبنای شفافیت،دموکراسی، اخلاق و با بهره‌گیری از مکانیزم انتخابات آزاد به نحوی که موجب انتقال قدرت گردد موجب رفع تبعیض میشود و این همه تنها بر مبنای سکولاریزم به مثابه جدأیی نهاد مذهب از حکومت ممکن میگردد. لذا تبعض، پدیده‌ای هم سیاسی و هم فرهنگیست با تاثیری متقابل در هم که راه برون رفت از آن حاصل تلاشی توأمان است. سر نگونی حکومت اسلامی شرط لازم اما، ناکافیست و در بهترین شکل خود، تنها برخوردی مکانیستی با این معضل اجتماعی محسوب میشود

    ReplyDelete
  2. The root cause of discrimination is ignorance and prejudice. This was the proclamation of the 18th century philosophes of the Enlightenment. The dogmatic views of the church had contributed significantly to the dissemination of false beliefs and prejudicial practices. Instead of blind faith, the philosophes called for the enlightened reason to form our knowledge and to guide our conduct.

    Secularism, thus, became the prerequisite for this type of societal transformation. If one wants to eliminate prejudice and discrimination, one must first end the monopoly of knowledge and power by the established religious institutions.

    This 18th century prescription seems to be a good one for Iran in the 21st century as well!

    Aram

    ReplyDelete
  3. از راه جدا سازی راه دینداری از راه کشورداری و گرامیداشت هاگ های مردمی (حقوق بشر) که سازمان ملل بیش از 60 سال پیش آنرا برنهاده است، و گُنجاندن آن در دات های پایه ای (قانون اساسی) کشور، میتوان به یک همبودگاه پیشرفته و بدون برتری بیجا (تبعیض) دستیافت.

    ReplyDelete
  4. تبعیض دو وجه دارد. وجه فرهنگی و وجه اجرایی. وجه فرهنگی تبعیض باز میگردد به تربیت، باورها و ریشه های روانی انسان. ایدئولوژی ها و ادیان خاورمیانه در برتر شمردن تبار خود ابایی نداشته اند. چه یهودی و چه نژاد پرست در برتردانستن خودی ها بر دیگران ابایی و شرمی ندارند. طبق تحقیقات، احکام صادر شده از سوی بسیاری از قاضیان زن در رابطه زن مورد تجاوز قرار گرفته، قربانی را مورد شماتت بیشتری قرار میدهند. تربیت پسر و دختر در دامان زنان "نیز" شکل میگیرد. اینگونه ریشه های روانی و باوری که خونرسان تبعیض هستند کم نیستند و انسداد شریان حیاتی آنها کاری کلان و دراز میخواهد. اما اجرا نمودن تبعیض و مبارزه با آن بحث دیگری است. جامعه و حکومت میتوانند در این بسزا بسیار مهم حرکت نمایند. حکومتی که خواهان رفع تبعیض باشد میتواند بسیار موثر و آموزنده، افراد جامعه را از تبعیض مصون دارد. پرسش اینجاست: چگونه حکومتی خواهان رفع تبعیض است و میتواند باشد؟ محسن ذاکری

    ReplyDelete
  5. استباه بزرگ آن است که بحث «تبعيض» را از بحث «قدرت» جدا کنيم. تبعيض ناشی از وجود قدرت تبعيض گذار است، چه در خانواده باشد و چه در جامعه و چه در حکومت. در عين حال، بحث تبعيض فرهنگی و اجرائی می تواند دور باطل ايجاد کند. به کدام بايد اول رسيدگی کرد؟ به گمان من، به لحاظ ربط تبعيض با قدرت رسيدگی به تبعيض منبعث از حکومت فوريت و ضرورت دارد. بايد از نفوذ عناصر تبعيض گذار در قوانين اساسی و حکومت جلوگيری کرد. و چه عامل تبعيض گزاری بالاتر از مذهب و ايدئولوژی؟ سکولاريسم نو می خواهد که اين دو را از حکومت بيرون براند و با تکيه بر مفاد اعلاميهء حقوق بشر جلوی تبعيص ااجتماعی و فرهنگی را هم بگيرد. اين يک راه حل منطقی، عقلی و اجرائی است. من در اين مورد يک مقاله و يک ويدئو را که اخيراً تهيه کرده ام به دوستانم توضيه می کنم.
    مقاله
    http://www.puyeshgaraan.com/ES.Notes/2011/052011-PU-EN-What-is-a-society-without-discrimination.htm
    و ويدئو
    http://www.youtube.com/watch?v=miY-PyymTW0

    ReplyDelete
  6. مسئله تبعیض بر هر شکلی که اعمال شود حاکی از سه مولفه مهم است 1. ساختار سیاسی 2. قوانین اساسی کیفری و قضائی 3. فرهنگ مردمان یک سرزمین . برخی متاسفانه تبعیض را تنها محدود به مقوله فرهنگ و یا تنها مربوط به ساختار سیاسی و قوانین کشور میدانند و این خطای فاحشی است. هر آینه در برخورد به مقوله تبعیض هر یک از این 3 فاکتورهارا ناچیز را بگیریم بدیهی است که به راهبردی کارگشا و راه گشا دست پیدا نخواهیم کرد. در عین حال باید توجه کرد که سکولاریسم یک پایه و بعد مهم و مرکزی ازمفهوم دموکراسی است. سکولاریسم یک ساختار سیاسی نیست بلکه روش هدایت یا متدولوژی گردانندگی یک ساختارسیاسی است. دموکراسی و سکولاریسم دو وجه لازم و ملزوم برای ادامه حیات یک نظم سیاسی با ثبات و مردمی هستند. تحقیقات و تجارب تاریخی گواه بر آن دارد که دموکراسی بدون اتکا به یک فلسفه سکولارهرگزعملی نخواهد بود. اصول دموکراسی مبتنی است برآزادی ادیان ، در نتیجه با اتکا به دموکراسی و سکولاریسم هیچ مذهب رسمی و یا غیررسمی وجود ندارد بلکه همه ادیان برای باورمندان خود رسمی اند و حق تایین سرنوشت برای حوزه عمومی و جامعه را ندارند ویکتوریا آزاد www.victoriaazad.com

    ReplyDelete
  7. دوستان لطفا در مورد این بخش از متن هم اظهار نظر بفرمایید

    آيا سرنگونی حکومت فعلی می تواند به تنهائی رفع همهء اين تبعيضات را تضمين کند؟

    ReplyDelete
    Replies
    1. تضمین؟ تضمین چه و تضمین با چه؟ تضمین رفع تبعیض با سرنگونی جمهوری اسلامی؟ من میپرسم آیا میتوان با ساختن یک سد به همه یاد داد ارزش و نحوه آبیاری و کشاورزی جیست؟ یا اصلا ایرانی فکر کنیم! چطور است ها؟ سد بسازیم و منتظر این باشیم سیب قرمز باغهای آبیاری شده را برای ما در سینی بیاورند؟ پس نتیجه عقلانی که از این سئوال میگیریم اینست! سد بی سد!
      محسن ذاکری

      Delete
  8. خیر تنها سرنگونی کافی نیست اما سرنگونی استبداد گام اول و گام مهمی است در واقع برای فرهنگ سازی و تدوین قوانین تبعیض ستیز ما نیاز به تغییر ساختار سیاسی کشور داریم و نه تعمیر ساختار. این ساختار تعمیر ناپذیر است
    ویکتوریا آزاد

    ReplyDelete
  9. Pas bayad alternative secular ra sakht.....vali chera dar kharej keshva ?

    ReplyDelete
  10. کدام ديکتاتوری است که در داخل کشورش اجازهء بدهد آلترناتيوش پر و بال بگيرد؟

    ReplyDelete
  11. سرنگونی حکومت کنونی به تنهایی ضامن رفع تبعیض نیست. قانون اساسی حکومت جانشین جمهوری اسلامی باید سراسر بدور از تبعیض باشد و این ممکن نمی‌شود مگر به یاری کسانی که تبعیض در فکر آنها جایی ندارد. به عقیده ‌ی من هرگاه در قانونی گفته می‌شود مردان و زنان در فلان مساله با هم برابرند، یا گفته شود اقوام فلان حق را دارند این نشان از نوعی تبعیض پنهان ریشه دوانده در وجود تدوین کنندگان قانون دارد هرچند که به شکلی شرافتمندانه سعی کرده‌اند متنی که می‌نویسند تبعیض آفرین نباشد.
    از نظر حقوقی چه اشکالی دارد بگوئیم در این یا آن مساله با هم برابرند یا این یا آن حق را دارند؟

    ReplyDelete
  12. عملکرد سبعانه و سرکوبگرانه حکومت اسلامی همه راههای تشکیل آلترناتیو در داخل را می بندد. پس فعالان سیاسی در روند مبارزاتی خویش با اشاره به موارد تاریخی از یکسو و پاسگویی وحشیانه رزیم به خواستههای بر حق مردم به این نتیجه می رسند که چنین آلترناتیوی باید در خارج حیطه سرکوبی رزیم شکل بگیرد و قوام یابد از طرفی این آلترناتیو که بدلیل دور از دسترس بودن رزیم قید و بندها و خودسانسورهای متداول جنبش داخل ندارد و از سرکوب و نابودی بوسیله رزیم تا حدود زیادی مصون است
    ولی به یک صفت مممیزه نیز آراسته است و آن اینکه بدور از سنک محک تجربه ایی است که دستمایه مبارزان راه آزادی است.به این معنا که اگر تلاشگران و کوشندگان ایجاد آلترناتیو در خارج کشور قادر نباشند ظرافتهای تاکتیکی و راهبردی منطبق بر واقعیت که خود از ویزهگیهای جنبش بس پیچیده اجتماعی ماست برسپهر افکار و اندیشه خویش بنشانند چگونه و به سیاقی باید بین این جهان مجازی و و حیطه متبلور وپیچیده واقیت موجود پل زد . بی شک وجود جهان سایبری و اینترنتی فاصله ها را به شدت کاهش داده و شرایط را مساعد و آماده تر کرده است ولی گستردگی نبرد پیش رو از یکطرف و بازی پیچیده رزیم حاکم از طرفی ظرافت و پختگی مخصوص به خود را می طلبد .آیا برای این معظل فکری شده است ؟. سوالی که مطرح می شود این است که این چنین آلترناتیوی که در خارج از جنبش میدانی مردم شکل گرفته چگونه و از کدام شیوه های مبارزاتی قصد دارد که بپای انحلال حکومت برود .
    سوال بطور مشخص این است که یافتن راهکارهای مبارزاتی در داخل چگونه و به چه صورت در پیکره جنبش داخل رسوخ خواهد کرد و تا غایت مقصود پیش خواهد رفت . به زبان دیگر آبشخور دستیابی به استراتزی و تاکتیک مبارزات داخل کجاست و چگونه می توان این کمبود را جبران کرد . شاید کمی طرح این سوال را زودرس و غیر ضروری بدانیم ولی واقیعیت اینست که اگر چنانچه بین نظر و عمل ما یک رابطه
    رفت وبرگشتی وجود نداشته باشد و از منظر دیگر چنانچه نظرات ما نتواند از کوره تجربه واقعی جنبش عبور کند . چگونه به پختگی و تداوم آن یقین خواهیم یافت.
    کم نبوده اند نظراتی که در حوضه مجازی از اندیشه و خامه ما عبور کرده و پس اندک صبایی به کوره فراموشی سپرده شده و خاک می خورد و پایوران آن هزینه ایی نه چندان همسنگ با همین نظرات بدور از
    واقیت در داخل صحنه پرداخته اند. بی شک شکوفه های نظری و خرد را صد البته که با باید پروراند و اجازه رشد داد ولی صحبت از از حرس باغی است که که گل خودرو هم می تواند که داشته باشد د

    ReplyDelete
  13. دموکراسی در کردستان ، این ویدئو پاسخ تصویری از تکرار سالیان من است به همهء آنهاییکه گمان میکنند با روش های کنشی، گردهمایی، راهپیمایی، مشی مسلحانه، مظلوم نمایی، تماس با سران، احساست ناسیونالیستی و از اینگونه ها، میتوان به جوامع خاور میانه آزادمنشی را بخشید. ببینید. بیندیشید. شما در گمان هستید. اما من باور دارم راه دست یابی به آزاد اندیشی نخست پر بار کردن و وسعت اندیشه انسانها است و سپس باور به حقوق بشر سازمان ملل متحد: ببینید و گمان نکنید که ما، تو ، از آنها بهتر میتوانیم:این ویدئو جواب کتبی من است به ساراسفیری، یونس شاملی، حسن بهگر و حتی تنی چند از دوستان... محسن ذاکری

    http://news.bbc.co.uk/2/hi/programmes/newsnight/9676838.stm

    ReplyDelete